بهجاي پرندگان از جانوران گفتوگو ميكند. شيرشاه با فيل بر تخت مينشيند، پلنگ و يوزپلنگ در كنارشان ايستادهاند و درباريان عبارتاند از گرگ، سگ و روباه. شيرشاه قصد دارد صلح جاوداني برقرار سازد. مشكلات فراواني پيش ميآيد، تا سرانجام شير ناگزير ميشود عدم امكان دستيابي به صلح را بپذيرد. از آن پس جانوران جنگ طبيعي خود را دنبال ميكنند.
اين متن بيپرده و خندهآور را نميتوان بدون به ياد آوردن داستانهاي غربي رنارد روباه (مقدمه 2، 1228) خواند، با اينهمه، پيداست كه متن يوناني داراي اصالت است. نبايد فراموش كرد كه مقارن آن زمان (سدهٴ چهاردهم) فرهنگ عامه در زمينهٴ جانوران در بخش بزرگي از جهان با تنوعي چشمگير تثبيت شده بود. ريشههاي آن نه بيزانسي است، نه لاتيني، بلكه خيلي عميقتر است و بسياري از داستانهاي جانوران را ميتوان در فيزيولوگوس و ايزوپ (آيسوپوس) و در داستانهاي فارسي و سانسكريت ريشهيابي كرد.
براي نشان دادن ماهيت خالي از دقت اين روايات كافي است اشارهاي كنيم به توصيف فيل كه آن را جانوري بدون مفصل زانو و مفصل قوزك پا ذكر ميكند؛ توصيفي كه با يكبار مشاهدهٴ آن حيوان غلط بودنش معلوم ميشود.1
بنابر اين منظومه (بيت 10) گردهمايي جانوران در سال 1365 صورت گرفته و اين ميتواند تاريخ سرودن خود آن منظومه باشد.
3. ستايش خر محترم و داستان زيباي درازگوش، گرگ و روباه كه به ترتيب در 393 و 540 بيت سروده شدهاند و مربوط به بعد از منظومههاي قبلياند. تاريخشان اواسط سدهٴ پانزدهم است و در اواخر آن قرن يا اوايل قرن بعدي انتشار يافتهاند. ارتباط اين داستانها با قصههاي
رنارد روباه آشكار است، ولي داراي گرايشهاي بيزانسي زيادي هستند. گرگ و روباه به غيبت و بدگويي ديگران ميپردازند. گرگ راهب است و روباه راهبه و سفر زيارتي از راه دريا صورت ميگيرد و مقصد زيارت طبعاً كوه آتوس است. روباه شاگرد شير فرزانه است (تمثيلي از لئون ششم ملقب به فرزانه امپراتور بيزانس 886 ـ 911).
4. داستان ميوهها، كه به نظم و نثر است و به شيوهٴ آثار قبلي، ولي اين بار قهرمانان داستان درختان ميوهاند كه مقامات مختلف را نمايش ميدهند. درخت به، شاه است؛ انار حاجب اعظم است؛ درخت گلابي دبير اعظم است؛ درخت هلو سرنگهبان است؛ درخت سيب خزانهدار است؛ درخت نارنج ميرآخور است؛ درخت ليمو فرمانده كل است. تاك درختان ديگر را به خيانت و غيره متهم ميكند و سرانجام خودش محكوم ميشود. هدف داستان توصيف خواص خطرناك